اولین بار که اسپنک شدم رو خوب یادمه
امتحان ترم اولم خیلی نمرات کمی گرفته بودم البته خوب مدرسه جدید امتحاناتش سخت تر بود و منم با سبک امتحانات اونا آشنا نبودم به علاوه اینکه یه کوچولو هم به در بی خیالی زده بودم و بعد نتیجه نتیجش این شد...
مادرم کارنامه رو که دید خیلی اعصابش خورد بود به قول معروف کاردش میزدی خونش در نمی اومد
با عصبانیت به من نگاه کرد :این چیه؟)من سرمو پایین انداختم:ببخشید)چیز دیگه ای نمیتونستم بگم حقم داشت عصبانی بشه پایین ترین کارنامه ای بود که تاحالا گرفته بودم
با عصبانیت ادامه داد:ببخشم ها؟!حتما...برو اون اتاق تا بیام تنبیهت کنم)
با ترس نگاه کردم تنبیه؟!قبلا درباره روش جدید تنبیهش یه توضیحی بهم داده بود ولی هنوز نمیدونستم چطوری میخواست اسپنکم کنه!
بلند شد رفت چادرش رو برداشت که بره بیرون نگاهش به من افتاد:چرا هنوز اینجایی؟مگه نگفتم برو اون اتاق میخوای بیشتر تنبیهت کنم آره؟)سریع رفتم اتاق خودم داشتم به این فکر میکردم چطوری تنبیه میشم تا حالا اسپنک نشده بودم حتی نمیدونستم چه دردی داره؟اهل التماس و ضجه موره نبودم التماس نمیکردم چون میدونستم مادرم اون کاری که بخواد انجام بده رو انجام میده چه من التماس بکنم چه نکنم نمیکردم به نظرم سنگین تر بودم ضجه موره هم نمیکردم البته تا جاییکه میتونستم تحمل کنم تو همین افکار بودم که مادر در اتاق رو باز کرد ناخودآگاه نگاهم سمتش چرخید یه چوب با اندازه متوسط و تقریبا باریک دستش بود بعدها فهمیدم بهش میگن ترکه! ترکه رو گذاشت رو تختم، دوتا بالش روی هم گذاشت و هردو رو گذاشت لبه تخت بعد دستم رو کشید و منو خوابوند روی بالش ها. بعد منو یکم روی اونا تنظیم کرد طوریکه باسنم رو به بالا بود و به راحتی هر ضربه ای رو دریافت میکرد اما یهو شلوار و شورتم رو تا زانو کشید پایین.باسنم کاملا لخت شد هنوز تو شوک این شیوه تنبیه بودم که مادرم گفت:به ازای غلط تو هر درسی ۲ ضربه جمعا ۱۱۵ ضربه تنبیه میشی!.بعد ترکه رو برداشت چندبار زد کف دستش و ادامه داد حالا اونقدر تنبیه میشی تا یاد بگیری خوب درس بخونی و دیگه این جور کارنامه تحویل من ندی!
یکم ترسناک بود چشمام رو بستم و آماده تنبیه شدم صدای اولین ضربه توی هوا پیچید_ هووووو.....شقققققققق از شدت ضربه اول تکونی خوردم،ضربه دوم هم به همین شکل زد به باسنم
چند ضربه اول زیاد درد نداشت فقط سوزش داشت اما کم کم دردش زیاد شد باسنم داغ شده بود جای ضربات درد میکرد هر ضربه که جای ضربه قبلی میخورد بیشتر دردم میگرفت اما صدام در نمی اومد مدام پتویی که جلوی دستم بود رو فشار میدادم هرچند ضربه یکبار میگفتم:آیییییی)ضربه ها رو محکم تر از قبل میزد درد و سوزش شدیدی داشتم مدام باسنم رو تکون میدادم که مادرم میگفت:اینقدر تکون نخور واگرنه بیشتر میزنمت) واقعا سعی میکردم تکون نخورم اما شدت درد و سوزشش اینقدر زیاد بود که نمیتونستم بی حرکت بمونم فکر میکنم نزدیک ضربه هشتادم بود که بی اختیار دستم رو بردم سمت باسنم که با ترکه زد به دستم_آییییییییی...)طاقت دو درد و همزمان نداشتم_مگه نگفتم تکون نخور بخاطر این کارت ۱۱ ضربه بیشتر میزنمت!!!)
اینو که شنیدم حالم بدتر شد آخراش دیگه مدام ناله میکردم پاهام رو همش تکون میدادم از شدت درد اصلا نمیدونستم ضربه چندمه فقط میدونستم مادرم بدون وقفه میزنه
نزدیک ضربات آخر شروع به سرزنش کرد:
_بازم جرئت میکنی تنبلی کنی؟..
شققق
_ایندفعه چون بار اولته کمتر زدم ولی دفعه بعد اینطوری نمره بگیری به این زودی تموم نمیکنم!
شقققق
خودت خجالت نمیکشی همچین نمره ای گرفتی؟
شقققققق
_حقته اینقدر باسنت رو بزنم که نتونی روش بشینی!
شقققققق
و.....
با هر ضربش حس میکردم نفسم میره میترسیدم جواب ندم بیشتر بزنه
آیییییی ببخشید آخخخخخخ
شقققققق
وایییییی اشتباه کردم دیگه تکرار نمیشه
شققققق
آخخخخخخخخ ببخشید ببخشید ببخشید...
شققققققق
آییییی غلط کردم
شقققققق
وایییییی خدا دیگه نمیتونم تحمل کنم...آییییی
مادرم همینطور میزد تا اینکه آخری رو محکم تر از همه زد وگفت ۱۲۶ ضربه تنبیهت تمومشد
اینقدر درد داشتم دلم نمیخواست بلند شم مادرم منو بلند کرد بالش هارو برد کنار و منو روی تخت خوابوند شورت و شلوارم هنوز پایین بود نیم نگاهی به باسنم انداختم سرخ شده بود و جای ضربات رد قرمز و کبودی رو باسنم بود و متورم شده بود خیلی درد میکرد و به شدت میسوخت
بعد تنبیه باسنم تا حدودی کبود شده بود و واقعا نمیتونستم روش بخوابم یا بشینم حتی وقتی با سرویس میرفتم مدرسه یا روی صندلی مدرسه میشستم نشستن۳روش واقعا برام سخت بود
این مدل تنبیه ها سوزش بیشتری دارن تا درد البته تنبلیم از بین نرفت البته چند روز اول تا باسنم خوب بشه اصلا تنبلی نکردم!
و خوب البته دیگه هیچ وقت تا اون حد کم نگرفتم!!!
#باسنم بعد تنبیه اسپنک#