فکر میکنید این مربوط به چند روز بعداز تنبیه اولمه؟چند هفته یا چند ماه؟کاملا غلطه!این خاطره مال دقیقا روز بعد تنبیه اول من هست!!!یعنی بدشانس تر از من پیدا نمیشه...
باسنم هنوز از تنبیه روز قبل درد میکرد خب البته ماجرا این بود که مادرم گوشت گذاشته بود آب پز بشه با آب ماکارانی (میگه اینجوری خوش طعم تر در میاد) و خودش رفت نون بخره.
یاد یه جوک افتادم میگن فکر میکنید کم حافظه ترین موجود دنیا ماهیه؟کاملا غلطه کم حافظه ترین موجود دنیا منم وقتی مادرم بهم میگه زیر گاز رو یادت نره خاموش کنی!!!!
یعنی عین حقیقت!البته من فقط چند دقیقه سرم تو گوشی بود فقط #چند دقیقه# یا شایدم خودم اینطور فکرمیکردم(و هنوزم فکر میکنم) دیدم یه بو سوختگی میاد یهو شوکه شدم رفتم دیدم یا خدا!
آبش که خشک شده هیچ گذشته کلا چسبیده به قابلمه عین سنگ شده بگذریم که زیرش کلا ذغال شده بود و بدتر از همه کف قابلمه هم داغون شده بود و مهم تر از همه خونه رو بوی سوختگی پر کرده بود تا اومدم پنجره باز کنم بوش بره دیدم در خونه باز شد (میگم بدشانس تر از من وجود نداره)
با دیدن این همه صحنه وحشتناک داد و بیداد هر مادری در میاد
مادرم خیلی عصبانی شده بود قابلمه رو محکم کوبید رو اپن!!! گفتم ببخشید) مادرم پوزخندی زد:گوشت کیلو چند تومنه؟ گفتم ۸۰ تومن)_خب ۸۰ تومن بهم ضرر زدی،آب ماکارونی رو سوزوندی، قابلمه رو داغون کردی الان به همین راحتی میگی ببخشید؟) گفتم فقط یکم دیر خاموش کردم...)_ این یکمه؟این حداقل ۲ ساعت دیرتر خاموش شده این همه وقت داشتی چیکار میکردی؟) نمیدونستم چی بگم که یهو گفت:برو اون اتاق آماده شو، زود!)
یهو بدنم به لرزه افتاد:برای چی آماده شم؟)با قاطعیت و کشیده گفت:برو اون اتاق آماده تنبیه شو تا من لباسام رو عوض کنم)
_نمیشه هفته بعد یا حداقل چند روز دیگه تنبیهم کنی؟آخه باسنم هنوز درد میکنه)نگاهی به من کرد:تنبیه هرکار اشتباهی باید همون موقع انجام بشه بعدا فایده نداره!تازه تویی که اینهمه سربه هوایی احتمالا درد باسنت خوب شده که باز حرف گوش نمیدی!!!)_ حداقل فردا نمیشه؟)_هم تا ۱۰ ثانیه دیگه نری ۲۰ ضربه اسپنک به تنبیهت اضافه میشه.)اینو شنیدم فهمیدم دیگه قرار نیست نظرش رو عوض کنه رفتم تو اتاقم. دیگه شیوه تنبیه اسپنک رو یاد گرفته بودم خودم دوتا بالش گذاشتم روهم و بعد گذاشتمشون لبه تخت و همونطور که دیروز مادرم منو روشون خوابوند روی اونا خوابیدم.دستی به باسنم کشیدم هنوز درد میکرد فقط امیدوار بودم کمتر از دیروز اسپنکم کنه؛چند دقیقه بعد مادرم با همون ترکه ای که دیروز باهاش اسپنک شدم اومد تو اتاق. نگاهی به من انداخت:چرا شلوار و شورتت رو پایین نکشیدی؟مگه نگفتم برای تنبیه آماده شو؟)با ناراحتی گفتم:خیلی باسنم درد میکنه نمیشه از رو شلوار بزنی دردش رو منتقل میکنه فرقی نداره)_ نخیر اینطوری درد خوب روی باسنت نمیشینه تنبیه باید کامل انجام بشه خیلی نگران دردش بودی کاری نمی کردی که دوباره تنبیهت کنم!)بعد خودش اومد پشتم و شلوار و شورتم رو از روی باسنم تا زانو کشید پایین.باسنم کمی صورتی بود و رد قرمزی و کبودی ضربه های دیروز روش بود
بلند گفت:گوشت کیلو ۸۰ تومنه منم ۸۰ ضربه تنبیهت میکنم چون دیروز کلی تنبیه شدی برای سوزوندن قابلمه و آب ماکارونی تنبیهت نمیکنم.
۸۰ضربه؟!؟!؟!
برای کسی که تازه با ترکه اسپنک شده خیلی زیاده مخصوصا که من هنوز سوزش ضربه هارو حس میکردم...
ناگهان اولین ضربه باصدای وحشتناکی روی روی باسنم خورد!!!
برخلاف دیروز امروز از همون ضربه اولش درد داشت چون میخورد جای ضربات قبلی ضربه بعدی دردناک تر از قبلی روی باسنم خورد تلاشم رو کردم تحمل کنم ولی هرکاری هم که میکردم بعد چند ضربه ناخواسته میگفتم:آییییییییییی) امروز سعی کردم ضرباتی که روی باسنم میخوره رو تو دلم بشمارم بلکه زودتر تموم شه ضربه چهلم خیلی درد داشتم با اینکه تا اون موقع فقط چهل ضربه اسپنک شده بودم ولی حس میکردم چهارصد ضربه اسپنک شدم واسه همین باسنم رو تکون دادم طوری که ترکه خوب به باسنم برخورد نکرد برای همین ضربش تکرار شد مادرم دوبار بلند گفت :
چهل و یک
شقققققق
چهل و یک
شققققق
واقعا دیگه نمیتونستم تحمل کنم اگه فقط باسنم یکم بهتر شده بود میتونستم بیشتر تحمل کنم ولی باسنم همینجوریش هم درد میکرد تازه دیروز ۱۲۶ ضربه اسپنک شده بودم!
ضربات بعدی همینطور محکم به باسنم میخورد قشنگ حس میکردم باسنم داغ داغ شده جای تک تک ضربه هارو روی باسنم حس میکردم هرچی می گذشت دردش بیشتر و بیشتر میشد
باسنم رو مدام تکون های ریز میدادم خوب که گوش میدادم صدای حرکتش تو هوا خیلی ترسناک بود
هوووووو
شققققققققق
(آی آی آی..)
هوووووو
شقققققققق
(ویییییی)
هوووووووو
شققققققققق
(آخ آییییی)
همینطور که میزد گفت:از این به بعد چیزی تو این خونه بسوزونی ۱۳۰ ضربه با ترکه اسپنکت میکنم چه روز قبلش تنبیه شده باشی چه نشده باشی فهمیدی؟تا تو باشی دیگه چیزی بهت میسپارم هوای پرتی نکنی!!!!)
ضربه آخر رو چنان محکم زد رو باسنم که با صدای بلندتر داد کشیدم تو کمتر از ۱۰ دقیقه ۸۰ ضربه ترکه روی باسنم نواخته شد
مادرم ترکه رو گذاشت کنار و رفت سمت آشپزخونه _ تنبیهت تموم شد هرچند حقت بود بیشتر از اینا بزنمت الانم زود خودتو جمع و جور کن قابلمه ای که سوزوندی باید بشوری)
باسنم بیشتر از روز قبل درد میکرد سرخ سرخ شده بود و خطهای ترکه بیشتر به چشم میخورد هنوز میسوخت و درد میکرد همونطوری پا شدم شلوار و شورتم رو کشیدم بالا اینقدر باسنم درد میکرد که حتی شلوار و شورتم روی باسنم باعث بیشتر شدن دردم میشدن.
از اون روز به بعد تا مدت ها چیزی نسوزوندم (اینم خودش خیلیه تا قبل اون قریب به ۱۰ دفعه قابلمه سوزوندم)
و مهم ترین چیز اینکه هیچ وقت تا چند روز بعد از تنبیه کاری نکنم تا دوباره اسپنک بشم.
ولی واقعا اسپنک با ترکه خیلی میسوزه.....
#باسن من بعد تنبیه اسپنک#