۱۴۰۰ تیر ۴, جمعه

دومین تنبیه اسپنک من

 فکر میکنید این مربوط به چند روز بعداز تنبیه اولمه؟چند هفته یا چند ماه؟کاملا غلطه!این خاطره مال دقیقا روز بعد تنبیه اول من هست!!!یعنی بدشانس تر از من پیدا نمیشه...

باسنم هنوز از تنبیه روز قبل درد میکرد خب البته ماجرا این بود که مادرم گوشت گذاشته بود آب پز بشه با آب ماکارانی (میگه اینجوری خوش طعم تر در میاد) و خودش رفت نون بخره.

یاد یه جوک افتادم میگن فکر میکنید کم حافظه ترین موجود دنیا ماهیه؟کاملا غلطه کم حافظه ترین موجود دنیا منم وقتی مادرم بهم میگه زیر گاز رو یادت نره خاموش کنی!!!!

یعنی عین حقیقت!البته من فقط چند دقیقه سرم تو گوشی بود فقط #چند دقیقه# یا شایدم خودم اینطور فکرمیکردم(و هنوزم فکر میکنم) دیدم یه بو سوختگی میاد یهو شوکه شدم رفتم دیدم یا خدا!

آبش که خشک شده هیچ گذشته کلا چسبیده به قابلمه عین سنگ شده بگذریم که زیرش کلا ذغال شده بود و بدتر از همه کف قابلمه هم داغون شده بود و مهم تر از همه خونه رو بوی سوختگی پر کرده بود تا اومدم پنجره باز کنم بوش بره دیدم در خونه باز شد (میگم بدشانس تر از من وجود نداره) 

با دیدن این همه صحنه وحشتناک داد و بیداد هر مادری در میاد 

مادرم خیلی عصبانی شده بود قابلمه رو محکم کوبید رو اپن!!!  گفتم ببخشید) مادرم پوزخندی زد:گوشت کیلو چند تومنه؟ گفتم ۸۰ تومن)_خب ۸۰ تومن بهم ضرر زدی،آب ماکارونی رو سوزوندی،  قابلمه رو داغون کردی الان به همین راحتی میگی ببخشید؟) گفتم فقط یکم دیر خاموش کردم...)_ این یکمه؟این حداقل ۲ ساعت دیرتر خاموش شده این همه وقت داشتی چیکار میکردی؟) نمیدونستم چی بگم که یهو گفت:برو اون اتاق آماده شو، زود!)

یهو بدنم به لرزه افتاد:برای چی آماده شم؟)با قاطعیت و کشیده گفت:برو اون اتاق آماده تنبیه شو تا من لباسام رو عوض کنم)

_نمیشه هفته بعد یا حداقل چند روز دیگه تنبیهم کنی؟آخه باسنم هنوز درد میکنه)نگاهی به من کرد:تنبیه هرکار اشتباهی باید همون موقع انجام بشه بعدا فایده نداره!تازه تویی که اینهمه سربه هوایی احتمالا درد باسنت خوب شده که باز حرف گوش نمیدی!!!)_ حداقل فردا نمیشه؟)_هم تا ۱۰ ثانیه دیگه نری ۲۰ ضربه اسپنک به تنبیهت اضافه میشه.)اینو شنیدم فهمیدم دیگه قرار نیست نظرش رو عوض کنه رفتم تو اتاقم. دیگه شیوه تنبیه اسپنک رو یاد گرفته بودم خودم دوتا بالش گذاشتم روهم و بعد گذاشتمشون لبه تخت و همونطور که دیروز مادرم منو روشون خوابوند روی اونا خوابیدم.دستی به باسنم کشیدم هنوز درد میکرد فقط امیدوار بودم کمتر از دیروز اسپنکم کنه؛چند دقیقه بعد مادرم با همون ترکه ای که دیروز باهاش اسپنک شدم اومد تو اتاق. نگاهی به من انداخت:چرا شلوار و شورتت رو پایین نکشیدی؟مگه نگفتم برای تنبیه آماده شو؟)با ناراحتی گفتم:خیلی باسنم درد میکنه نمیشه از رو شلوار بزنی دردش رو منتقل میکنه فرقی نداره)_ نخیر اینطوری درد خوب روی باسنت نمیشینه تنبیه باید کامل انجام بشه خیلی نگران دردش بودی کاری نمی کردی که دوباره تنبیهت کنم!)بعد خودش اومد پشتم و شلوار و شورتم رو از روی باسنم تا زانو کشید پایین.باسنم کمی صورتی بود و رد قرمزی و کبودی ضربه های دیروز روش بود 

بلند گفت:گوشت کیلو ۸۰ تومنه منم ۸۰ ضربه تنبیهت میکنم چون دیروز کلی تنبیه شدی برای سوزوندن قابلمه و آب ماکارونی تنبیهت نمیکنم.

۸۰ضربه؟!؟!؟!

برای کسی که تازه با ترکه اسپنک شده خیلی زیاده مخصوصا که من هنوز سوزش ضربه هارو حس میکردم...

ناگهان اولین ضربه باصدای وحشتناکی روی روی باسنم خورد!!!

برخلاف دیروز امروز از همون ضربه اولش درد داشت چون میخورد جای ضربات قبلی ضربه بعدی دردناک تر از قبلی روی باسنم خورد تلاشم رو کردم تحمل کنم ولی هرکاری هم که میکردم بعد چند ضربه ناخواسته میگفتم:آییییییییییی) امروز سعی کردم ضرباتی که روی باسنم میخوره رو تو دلم بشمارم بلکه زودتر تموم شه ضربه چهلم خیلی درد داشتم با اینکه تا اون موقع فقط چهل ضربه اسپنک شده بودم ولی حس میکردم چهارصد ضربه اسپنک شدم واسه همین باسنم رو تکون دادم طوری که ترکه خوب به باسنم برخورد نکرد برای همین ضربش تکرار شد مادرم دوبار بلند گفت :

چهل و یک

شقققققق

چهل و یک

شققققق

واقعا دیگه نمیتونستم تحمل کنم اگه فقط باسنم یکم بهتر شده بود میتونستم بیشتر تحمل کنم ولی باسنم همینجوریش هم درد میکرد تازه دیروز ۱۲۶ ضربه اسپنک شده بودم!

ضربات بعدی همینطور محکم به باسنم میخورد قشنگ حس میکردم باسنم داغ داغ شده جای تک تک ضربه هارو روی باسنم حس میکردم هرچی می گذشت دردش بیشتر و بیشتر میشد

باسنم رو مدام تکون های ریز میدادم خوب که گوش میدادم صدای حرکتش تو هوا خیلی ترسناک بود

هوووووو 

شققققققققق

(آی آی آی..)

هوووووو 

شقققققققق

(ویییییی)

هوووووووو 

شققققققققق 

(آخ آییییی)

همینطور که میزد گفت:از این به بعد چیزی تو این خونه بسوزونی ۱۳۰ ضربه با ترکه اسپنکت میکنم چه روز قبلش تنبیه شده باشی چه نشده باشی فهمیدی؟تا تو باشی دیگه چیزی بهت میسپارم هوای پرتی نکنی!!!!)

ضربه آخر رو چنان محکم زد رو باسنم که با صدای بلندتر داد کشیدم تو کمتر از ۱۰ دقیقه ۸۰ ضربه ترکه روی باسنم نواخته شد 

مادرم ترکه رو گذاشت کنار و رفت سمت آشپزخونه _ تنبیهت تموم شد هرچند حقت بود بیشتر از اینا بزنمت الانم زود خودتو جمع و جور کن قابلمه ای که سوزوندی باید بشوری)

باسنم بیشتر از روز قبل درد میکرد سرخ سرخ شده بود و خطهای ترکه بیشتر به چشم میخورد هنوز میسوخت و درد میکرد همونطوری پا شدم شلوار و شورتم رو کشیدم بالا اینقدر باسنم درد میکرد که حتی شلوار و شورتم روی باسنم باعث بیشتر شدن دردم میشدن.

از اون روز به بعد تا مدت ها چیزی نسوزوندم (اینم خودش خیلیه تا قبل اون قریب به ۱۰ دفعه قابلمه سوزوندم)

و مهم ترین چیز اینکه هیچ وقت تا چند روز بعد از تنبیه کاری نکنم تا دوباره اسپنک بشم.

ولی واقعا اسپنک با ترکه خیلی میسوزه.....



                     #باسن من بعد تنبیه اسپنک#



اولین تنبیه اسپنک من

 اولین بار که اسپنک شدم رو خوب یادمه

امتحان ترم اولم خیلی نمرات کمی گرفته بودم البته خوب مدرسه جدید امتحاناتش سخت تر بود و منم با سبک امتحانات اونا آشنا نبودم به علاوه اینکه یه کوچولو هم به در بی خیالی زده بودم و بعد نتیجه نتیجش این شد...

مادرم کارنامه رو که دید خیلی اعصابش خورد بود به قول معروف کاردش میزدی خونش در نمی اومد 

با عصبانیت به من نگاه کرد :این چیه؟)من سرمو پایین انداختم:ببخشید)چیز دیگه ای نمیتونستم بگم حقم داشت عصبانی بشه پایین ترین کارنامه ای بود که تاحالا گرفته بودم

با عصبانیت ادامه داد:ببخشم ها؟!حتما...برو اون اتاق تا بیام تنبیهت کنم)

با ترس نگاه کردم تنبیه؟!قبلا درباره روش جدید تنبیهش یه توضیحی بهم داده بود ولی هنوز نمیدونستم چطوری میخواست اسپنکم کنه!

بلند شد رفت چادرش رو برداشت که بره بیرون نگاهش به من افتاد:چرا هنوز اینجایی؟مگه نگفتم برو اون اتاق میخوای بیشتر تنبیهت کنم آره؟)سریع رفتم اتاق خودم داشتم به این فکر میکردم چطوری تنبیه میشم تا حالا اسپنک نشده بودم حتی نمیدونستم چه دردی داره؟اهل التماس و ضجه موره نبودم التماس نمیکردم چون میدونستم مادرم اون کاری که بخواد انجام بده رو انجام میده چه من التماس بکنم چه نکنم نمیکردم به نظرم سنگین تر بودم ضجه موره هم نمیکردم البته تا جاییکه میتونستم تحمل کنم تو همین افکار بودم که مادر در اتاق رو باز کرد ناخودآگاه نگاهم سمتش چرخید یه چوب با اندازه متوسط و تقریبا باریک دستش بود بعدها فهمیدم بهش میگن ترکه! ترکه رو گذاشت رو تختم، دوتا بالش روی هم گذاشت و هردو رو گذاشت لبه تخت بعد دستم رو کشید و منو خوابوند روی بالش ها. بعد منو یکم روی اونا تنظیم کرد طوریکه باسنم رو به بالا بود و به راحتی هر ضربه ای رو دریافت میکرد اما یهو شلوار و شورتم رو تا زانو کشید پایین.باسنم کاملا لخت شد هنوز تو شوک این شیوه تنبیه بودم که مادرم گفت:به ازای غلط تو هر درسی ۲ ضربه جمعا ۱۱۵ ضربه تنبیه میشی!.بعد ترکه رو برداشت چندبار زد کف دستش و ادامه داد حالا اونقدر تنبیه میشی تا یاد بگیری خوب درس بخونی و دیگه این جور کارنامه تحویل من ندی!

یکم ترسناک بود چشمام رو بستم و آماده تنبیه شدم صدای اولین ضربه توی هوا پیچید_ هووووو.....شقققققققق از شدت ضربه اول تکونی خوردم،ضربه دوم هم به همین شکل زد به باسنم

چند ضربه اول زیاد درد نداشت فقط سوزش داشت اما کم کم دردش زیاد شد باسنم داغ شده بود جای ضربات درد میکرد هر ضربه که جای ضربه قبلی میخورد بیشتر دردم میگرفت اما صدام در نمی اومد مدام پتویی که جلوی دستم بود رو فشار میدادم هرچند ضربه یکبار میگفتم:آیییییی)ضربه ها رو محکم تر از قبل میزد درد و سوزش شدیدی داشتم مدام باسنم رو تکون میدادم که مادرم میگفت:اینقدر تکون نخور واگرنه بیشتر میزنمت) واقعا سعی میکردم تکون نخورم اما شدت درد و سوزشش اینقدر زیاد بود که نمیتونستم بی حرکت بمونم فکر میکنم نزدیک ضربه هشتادم بود که بی اختیار دستم رو بردم سمت باسنم که با ترکه زد به دستم_آییییییییی...)طاقت دو درد و همزمان نداشتم_مگه نگفتم تکون نخور بخاطر این کارت ۱۱ ضربه بیشتر میزنمت!!!)

اینو که شنیدم حالم بدتر شد آخراش دیگه مدام ناله میکردم پاهام رو همش تکون میدادم از شدت درد اصلا نمیدونستم ضربه چندمه فقط میدونستم مادرم بدون وقفه میزنه

نزدیک ضربات آخر شروع به سرزنش کرد:

_بازم جرئت میکنی تنبلی کنی؟..

شققق 

_ایندفعه چون بار اولته کمتر زدم ولی دفعه بعد اینطوری نمره بگیری به این زودی تموم نمیکنم!

شقققق 

خودت خجالت نمیکشی همچین نمره ای گرفتی؟

شقققققق 

_حقته اینقدر باسنت رو  بزنم که نتونی روش بشینی!

شقققققق

و.....

با هر ضربش حس میکردم نفسم میره میترسیدم جواب ندم بیشتر بزنه

آیییییی ببخشید آخخخخخخ 

شقققققق 

وایییییی اشتباه کردم دیگه تکرار نمیشه 

شققققق 

آخخخخخخخخ ببخشید ببخشید ببخشید...

شققققققق 

آییییی غلط کردم 

شقققققق

وایییییی خدا دیگه نمیتونم تحمل کنم...آییییی 

مادرم همینطور میزد تا اینکه آخری رو محکم تر از همه زد وگفت ۱۲۶ ضربه تنبیهت تموم‌شد 

اینقدر درد داشتم دلم نمیخواست بلند شم مادرم منو بلند کرد بالش هارو برد کنار و منو روی تخت خوابوند شورت و شلوارم هنوز پایین بود نیم نگاهی به باسنم انداختم سرخ شده بود و جای ضربات رد قرمز و کبودی رو باسنم بود و متورم شده بود خیلی درد میکرد و به شدت میسوخت 

بعد تنبیه باسنم تا حدودی کبود شده بود و واقعا نمیتونستم روش بخوابم یا بشینم حتی وقتی با سرویس میرفتم مدرسه یا روی صندلی مدرسه میشستم نشستن۳روش واقعا برام سخت بود 

این مدل تنبیه ها سوزش بیشتری دارن تا درد البته تنبلیم از بین نرفت البته چند روز اول تا باسنم خوب بشه اصلا تنبلی نکردم!

و خوب البته دیگه هیچ وقت تا اون حد کم نگرفتم!!!


                         #باسنم بعد تنبیه اسپنک#



خاطرات تنبیه من

 تنبیه...

برای هر خانواده یه سبک داره اما معنی اون تغییری نمیکنه

بعضی ها خیلی وحشیانه بچشون رو تنبیه میکنن و بعضی اصلا تنبیه نمیکنن....

نکته اینجاست که تنبیه باید باشه اما به اندازه!

نمیخوام اینو بگم ولی بعضی اوقات به تنبیه بدنی هم احتیاجه!

من خاطرات خودم رو که اتفاقا جدید هم هستن از تنبیه تعریف میکنم که واقعی هم هستن!!!

مادر من خیلی جدی نیست اما موقع تنبیه خیلی جدی میشه

خیلی بروز هست و اهل اینترنته و یه روز تو همین اینترنت یه روش تنبیه پیدا کرد که به نظرش تنبیه به اندازه و میانه ای برای یه بچه بود تنبیهی به نام "اسپنک" 

من از بچگی همیشه بچه آروم و تقریبا خجالتی بودم و معمولا از تنبیه های اون زمانم فرار نمیکردم و دو دلیل خیلی خوب هم داشتم: اول به کجا میتونستم فرار کنم؟گیریم که فرار کردم دوباره که باید برگردم باز همین آشه و همین کاسه.

و دوم اینکه اگه همون موقع تنبیه میشدم ملایم تر بود تااینکه با فرار کردن عصبانی ازش کنم و از همه مهم تر تنبیه خودم رو بیشتر کنم.

فکرش رو که میکنم میبینم واقعا خیلی باهوش بودم!!!!

اما بزرگتر که شدم در میرفتم (احتمالا به این خاطر که انرژیم بیشتر بود)

بگذریم...

وقتی مادرم روش تنبیه اسپنک رو یاد گرفت به من گفت یه قراری باهم میزاریم از این به بعد موقع تنبیه؛ تو نباید فرار کنی و عوضش منم فقط یه جای تورو میزنم (تا قبل اون موقع تنبیه میزد به هرجایی خورد)البته با این شرایط که بسته به کارت تعداد و وسیله تنبیه متفاوته قبوله؟

از نظر من باید بهتر میبود چون تو تنبیه های قبلیم به بعضی جاهای بدنم میزد که خیلی دردم میگرفت برای همین قبول کردم.

البته باید بگم این نوع تنبیه با اینکه خیلی سخته اما واقعا رفتارهای اشتباه رو اصلاح میکنه(البته به غیراز تنبلیم که بارها بخاطرش شدیدا تنبیه شدم اما بعد چند روز دوباره به حالت قبلیم برمیگردم چون ذاتا تنبلم!!!!)

پدر من معمولا ماموریته و فقط من و مادرم خونه ایم.

پس همیشه مادرم تنبیهم میکنه.

خاطرات بعدی پست بعدی   

دومین تنبیه اسپنک من

 فکر میکنید این مربوط به چند روز بعداز تنبیه اولمه؟چند هفته یا چند ماه؟کاملا غلطه!این خاطره مال دقیقا روز بعد تنبیه اول من هست!!!یعنی بدشانس...