تنبیه...
برای هر خانواده یه سبک داره اما معنی اون تغییری نمیکنه
بعضی ها خیلی وحشیانه بچشون رو تنبیه میکنن و بعضی اصلا تنبیه نمیکنن....
نکته اینجاست که تنبیه باید باشه اما به اندازه!
نمیخوام اینو بگم ولی بعضی اوقات به تنبیه بدنی هم احتیاجه!
من خاطرات خودم رو که اتفاقا جدید هم هستن از تنبیه تعریف میکنم که واقعی هم هستن!!!
مادر من خیلی جدی نیست اما موقع تنبیه خیلی جدی میشه
خیلی بروز هست و اهل اینترنته و یه روز تو همین اینترنت یه روش تنبیه پیدا کرد که به نظرش تنبیه به اندازه و میانه ای برای یه بچه بود تنبیهی به نام "اسپنک"
من از بچگی همیشه بچه آروم و تقریبا خجالتی بودم و معمولا از تنبیه های اون زمانم فرار نمیکردم و دو دلیل خیلی خوب هم داشتم: اول به کجا میتونستم فرار کنم؟گیریم که فرار کردم دوباره که باید برگردم باز همین آشه و همین کاسه.
و دوم اینکه اگه همون موقع تنبیه میشدم ملایم تر بود تااینکه با فرار کردن عصبانی ازش کنم و از همه مهم تر تنبیه خودم رو بیشتر کنم.
فکرش رو که میکنم میبینم واقعا خیلی باهوش بودم!!!!
اما بزرگتر که شدم در میرفتم (احتمالا به این خاطر که انرژیم بیشتر بود)
بگذریم...
وقتی مادرم روش تنبیه اسپنک رو یاد گرفت به من گفت یه قراری باهم میزاریم از این به بعد موقع تنبیه؛ تو نباید فرار کنی و عوضش منم فقط یه جای تورو میزنم (تا قبل اون موقع تنبیه میزد به هرجایی خورد)البته با این شرایط که بسته به کارت تعداد و وسیله تنبیه متفاوته قبوله؟
از نظر من باید بهتر میبود چون تو تنبیه های قبلیم به بعضی جاهای بدنم میزد که خیلی دردم میگرفت برای همین قبول کردم.
البته باید بگم این نوع تنبیه با اینکه خیلی سخته اما واقعا رفتارهای اشتباه رو اصلاح میکنه(البته به غیراز تنبلیم که بارها بخاطرش شدیدا تنبیه شدم اما بعد چند روز دوباره به حالت قبلیم برمیگردم چون ذاتا تنبلم!!!!)
پدر من معمولا ماموریته و فقط من و مادرم خونه ایم.
پس همیشه مادرم تنبیهم میکنه.
خاطرات بعدی پست بعدی